مث پروانه ندارم جایی
مث دیوانه ندارم پایی
می گریزم از خود
از شب و تنهایی
......
من پر از حرف نگفته
حسرت راه نرفته
خسته ام مادر ...من
خسته و آشفته
......
چه کسی با ما بود
شبهی رسوا بود
قصه ای در دل داشت
مرده ای بر پا بود
......
چه کسی با ما خواند
نغمه ی همراهی
همدمی، هرجايي
با دلي دريايي
......
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:30  توسط mahdiiiiiiiiiiiiiiiiiii
|
بانو در پندارم همیشه و هرلحظه به یادت‘ زندگی می کنم
نام مبارکت رابر هر آستانی که باشد به یاد خواهم داشت
افسوس که فرسنگها فاصله است
اما به یادت هر لحظه قلبهایمان می تپد
و اینگونه است که فاصله ها رنگ می گیرند.
به یاد داشته باش که بهار می گرید وغروب رفتنت را ازیاد مان نخواهد رفت .
من هم به انتظار روی سبزت
خواهم نشست تا وسعت بیکرانه ها
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 19:5  توسط mahdiiiiiiiiiiiiiiiiiii
|
