تبليغاتX
دغدغه های امروزی
نداری جرات فریاد...خودت را در قفس گم کن دلیلش را کسی پرسید...بگو مشتاق تنهائی
یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385

مرا در قاب آیینه ها

برای آینده ای که نمی شناسمش

تصویر می کنی

من.....

در زنگار چشمهایت

گم می شوم

....وچشم که باز می کنم

در آیینه .....

تو را می بینم

....و رویایی که رنگ باخته است

                                                                                                    م.ش

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 5:47  توسط mahdiiiiiiiiiiiiiiiiiii  | 

یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385

صداي آب مي آيد، مگر در نهر تنهايي چه مي شويند؟

لباس لحظه ها پاك است.

ميان آفتاب هشتم دي ماه

طنين برف، نخ هاي تماشا، چكه هاي وقت.

طراوت روي آجرهاست، روي استخوان روز.

چه مي خواهيم؟

بخار فصل گرد واژه هاي ماست.

دهان گلخانه فكر است.

***

سفرهايي ترا در كوچه هاشان خواب مي بينند.

ترا در قريه هاي دور مرغاني بهم تبريك مي گويند.

***

چرا مردم نمي دانند

كه لادن اتفاقي نيست،

نمي دانند در چشمان دم جنبانك امروز برق آب هاي شط ديروز است؟

چرا مردم نمي دانند

كه در گل هاي ناممكن هوا سرد است؟

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 5:36  توسط mahdiiiiiiiiiiiiiiiiiii  | 

یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385

تا ز من طعم شراب را می بردی

 

از لبم بوسه ی ناب را می بردی

 

مست بودم و نفهمیدم کاش

 

باز این نقش بر آب را می بردی

م.ش

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 5:25  توسط mahdiiiiiiiiiiiiiiiiiii  | 

Copyright © All Rights Reserved for http://shamshiri.blogfa.com